آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:51 AM

   هوا سرد است . باد خانه های پر داستان را تا دامنه ی کوه از میان غبار بیرون کشیده . هوا سرد است و پاهای من یخ زده . خون در جریان است . و پاهای من همچنان یخ می زنند . خون در جریان است داخل شاه راهها . چه هیاهویی است . و تستسترون جریان می یابد . شدید و شدیدتر . راستی مگر تستسترون نمی داند که هفته ی دیگر کنکور است ؟

مغز دیگر فرمان نمی دهد . تستسترون همچنان جریان دارد . شدید و شدیدتر .

شنبه 17 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:47 PM

 

می گویی : " خیلی مانده تا تسلط یابی ، تئوری محض کاری از پیش نمی برد . " 

اما . . . 

ملحفه ها داستانی دیگر دارند از شب ها برای گفتن !

سه شنبه 13 بهمن ماه سال 1388 ساعت 12:28 PM

  هیچ احساسی ندارم . فرق من با یک معتاد چیست ؟ 

   

  دوست داشتم می توانستم آبنبات های زهرآگین بفروشم . به همه . و خنده سر می دادم هنگامی که با لذت شیرینی آن را به کام می کشیدند .  

   

  کاش می توانستم جای آبنبات خنجر بفروشم .  

   

  کاش می توانستم خشونت کنم . ظالم باشم . کاش گرگ می بودم . کاش می توانستم بی رحم باشم . کاش . . .  

   

  گذر زمان را نمی فهمم !!

یکشنبه 11 بهمن ماه سال 1388 ساعت 1:38 PM

  این ایام عجیب فکر کردن به حلق آویز شدن تسکینمان می دهد!!

جمعه 9 بهمن ماه سال 1388 ساعت 3:37 PM

  یعنی که چه آدم تو خیابون نیشش باز باشه ؟ یعنی که چه دختر همش هرهر کرکر کنه ؟ یعنی که چه مرد گریه کنه ؟ مرد باید سنگین باشه . مرد باید صلابت داشته باشه ! این فرهنگ مزخرف از کجا اومده ؟ از غرور داریم می ترکیم ! این فرهنگ با همه ی قدمت و ریشه دار بودنش به خدا پر از کاستی هایی هم هست و این خیلی چیز طبیعی ایه . من و تو نمی تونیم بشینیم و به همه چیز این مملکت ایراد بگیریم . مگه این مردم ، نظام ، مسئولین ، یا خواص !! از کجا اومدن ؟ (خواص ؟؟!!) مگه من و تو از کجا اومدیم ؟ (عزیزم قضیه جدیه منظورم بحث زیست شناسی و آناتومی و پزشکی نیست که از کجا اومدیم.خودمم میدونم اونو!!) اگه غیر از اینه ، یا اونا مریخین یا من و تو . (البته خوب استثنایی هم هست میدونم بعضیا واقعا مریخین منظورم اکثریت جامعه بشری بود) اول از همه من باید خودم رو درست کنم . بدون توقع . بیا امتحان کنیم . قلبمون رو باز بذاریم و بدون توقع عشق رو نثار کنیم . اصلا بیا اول از اونایی که بدمون میاد شروع کنیم . آدم ها رو با ظاهرشون قضاوت نکنیم . زشتی ها حاصل جهالتند و جاهل قابل ترحم است و نه نفرت. (شکسپیر کیه ؟ آبنبات فروش رو بچسب!!) آدم ها به خدا خیلی دوست داشتنیند. اگه من و تو از خودمون شروع کنیم بعد می بینی که اطرافمون هم تغییر می کنه . بیا عشق رو بدون توقع نثار کنیم . چرا نشستیم ؟

شنبه 3 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:25 AM

  روزگاری تنها هدف انسان تنها زنده ماندن بود . تمام تلاشش پیدا کردن غذا و فرار از بلایای طبیعی یا فرار از طعمه ی درندگان شدن بود . قرن ها گذشت . انسان به همه چیز دست یافت . اما ، انسان امروز تنهاست . فاصله ها کمتر شد . جهان ، دهکده شد . اما انسان تنهاتر شد .  

 

  وقتی روزنگاشت های وبلاگ نویسان هم نسل خودم رو می خوانم ، مورد جالبی توجهم را جلب می کند . همه ، آری همه چه آگاهانه یا نا آگاهانه در پی روزمره گی ها ، پنهان و آشکار برای یک چیز دست و پا می زنند : " فرار از تنهایی " . آنان که بدین مقصود دست یافته اند روزگاری را در سرمستی گذر کرده و سپس در هراس از دست دادن این ایم روزگار را سپری می کنند و آنان که به این هدف دست نیافته اند روز به روز منزوی شده و در پیله ی خود فرو می روند . این دسته ی دوم چون مرغی پر کنده دست و پا می زنند برای رهایی از حال بد به حال خوب . هر جا چنگ می زنند ، غافل از این که در نهان مسئله چیز دیگری است و پاک کردن آن بهبودی به وضعیت آنان نمی دهد . تنهایی انسان را می خشکاند . 

 

  تنهایی بلایی است که گریبان انسان امروز را گرفته است . آیا نمی توان دست یکدیگر را گرفت ؟ آیا یک نگاه عاشقانه یا یک لبخند تا این حد گران است ؟ چرا خصاصت ؟ 

  باور کنیم که عشق متاعی است که هر چه بیشتر خرجش کنیم افزون تر می گردد . 

  چرا نشسته ایم ؟

پنجشنبه 1 بهمن ماه سال 1388 ساعت 3:41 PM

            - Hi , How is life ?   

            - Oh , Like a kitchen without a knife and a life without a wife !!  

 

 1  2  3  4  5  6  <<